بنام خدا
سلام بر روح بزرگ پدر عزیزم
پدر جان هنوز هم احساس تنهایی میکنم حتی بعد از گذشت 7 سال
احساس میکنم تکیه گاهم بودی حتی یک نفس خالی دم احتضارت مرا کافی بود تا زمین به زمان بدوزم و آنی شوم که تومیخواهی
پدرجان هر از ازچندگاهی بخوابم بیا — این بنده سراپاتقصیر به هر حال پدری چون تو مهربات داشت — پس بیا ودست نوازشت بر سر ما کش که بی تو خانه این خانه ماتمکده وما ماتمیانیم
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند
عظمت واقعی آن نیست که هیچ وقت سقوط نکنیم بلکه عظمت واقعی آن است که هر وقت سقوط کردیم بتوانیم دوباره برخیزیم...
این شعر سروده خودم بود بر روی ...............
زآن هنگام که ماه رخت دیدم و دیوانه شدم
سوی الله جمیل رفتم و خادم شاهانه شدم
....................................................
گویا امشب بر سر شهر من بارانی باریده است و مرا نوید از گذشته های بارانی همراه با بوی خوش بارش بر روی خاک که همیشه مستم میکند. من زاییده احساسم اما خدایا از تو شکوه دارم چرا که من مسیرم این نبود. اما شکرت میکنم هر دم و هرلحظه زیرا همیشه سرپناهم تو بودی و لاغیر.
اما آرزو بر ما عیب نیست . همیشه آرزومندیم که نباید اینگونه میشد . چه بسیار خنجرها که دوستان صمیمی از پشت و پهلو و روبرو بر من نزدند.
چه حرفها که بدلایلی که برای خود تراشیدند پشت سرم نزدند اما من همیشه به درگاهت پناه می آورم .
زیرا من همچو کودکی هستم و تو مرا مادری مهربان . وقتی همه آزارش رسانند باز خود را به آغوش مادر می اندازم . حتی اگر مادر مرا برنجاند باز تنها ملجا و پناهگاه من تو هستی
.............................................................................................................
ملکان و حوریان از شگفت رویت خود انکار کنند
ترسم این دوستان مهدی به نزد تو بدکار کنند
این چه سوداست که انس و جن همه مشغولند
بارک الله براین ظلمت شب گویا می خواهند همه بیکار کنند
"البینة علی المدعی والیمین علی من انکر" خوانده ام من
اما چه فایده منقلب شده جمله دروس و همه پیکار کنند
غزلی از خودم سروده اولین روز آخرین ماه سال 1391 هجری شمسی _ تقدیم همه دوستان و غیر دوستان
چند روز پیش معاضدت داشتم. هر کاری از دستم بر می اومد راهنمایی می کردم اما چرا این همه مراجعه کننده ؟!
یا رب مددی .
سلام .
پس از وقفه ای طولانی برگشتم درحالیکه خدا هیچگاه مرا تنها نگذاشته است.
پس از تحمل سختی بسیار و غربت کشیدنهای طولانی سرانجام وکیل دادگستری شدیم. خدایا مارا نیرویی عطا بخش تا همیشه دادگاه حق وحقیقت را در نظر داشته باشیم.
سلام برگشتم و این در حالیست که در حال اتمام دوره کار اموزی وکالتم هستم
و به امید خدا در کرج وکیل خواهم شد. دوستدار همه .مهدی فرجی راده
دوستان من اومدم خداحافظی شاید تا سه ماه دیگه هم نیومدم اینترنت. راسیتش می خوام درس بخونم واسه ارشد حقوق و وکالت.
چه باید کرد وقت کم است و باید احساسمونو بکشیم تا بتونیم از قافله عقب نمونیم.